سيد علاء الدين محمد گلستانه

100

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

كه در ميان مردم ، به سبب انتساب به آن حاكم يا ظالم ، داشته باشند . و در كلمات حضرت امير المؤمنين عليه السلام واقع شده كه : هر كس به فعلِ كسى راضى باشد ، مثل كسى است كه با او در آن ظلم ، داخل باشد . « 1 » و كشّى رحمه الله در كتاب رجال [ خود ] ، از صفوان بن مهران الجمّال روايت كرده كه : به خدمت حضرت امام موسى [ كاظم ] عليه السلام رفتم . فرمود كه : يا صفوان ! همه چيزِ تو خوب و نيكوست ، به غير از يك چيز . گفتم : فداى تو شوم ! آن ، كدام است ؟ فرمود كه : اين معنى كه شتر خود را به اين مرد ، كرايه مىدهى ( و مراد آن حضرت ، هارون الرشيد بود ) . من گفتم كه : من ، شتر را به او كرايه نمىدهم از براى فَرَح زياد يا طغيان يا از براى شكار يا از براى كارى لهو ؛ بلكه كرايه مىدهم از براى راه مكّه . و خود ، شتردارى او نمىكنم ، بلكه غلامانِ خود را با او همراه مىكنم . فرمود كه : يا صفوان ! آيا كرايهء تو پيش ايشان مىمانَد ؟ گفتم : بلى ، فداى تو شوم ! فرمود كه : مىخواهى كه ايشان بمانند ، اين قدر كه كرايهء خود را از ايشان بگيرى ؟ گفتم : بلى . فرمود كه : هر كس بقاى ايشان را مىخواهد ، از جملهء ايشان است ، و هر كس از جملهء ايشان است ، به جهنّم مىرود . صفوان مىگويد كه : رفتم و شترهاى خود را به تمامى فروختم . هارون ، چون شنيد كه شتران خود را فروخته‌ام ، مرا طلبيد و گفت : به من خبر رسيده كه شتران خود را فروخته‌اى . گفتم : بلى . گفت : چرا فروختى ؟ گفتم : مردى پير شده‌ام و غلامان من ، چنانچه بايد ، قيام به اين امر نمىنمايند . گفت : هيهات ! من مىدانم كه كى تو را فرموده كه چنين كنى . موسى بن جعفر ، تو را چنين فرموده . گفتم : مرا با موسى بن جعفر ، چه كار است ؟ گفت : بگذار اين سخن را ، كه اگر نه حُسن سلوكِ تو نمىبود ، البتّه تو را مىكُشتم . « 2 » و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : دو كس در باب [ نزاع راجع به ] معامله‌اى كه با يكديگر داشتند ، به خدمت آن حضرت آمدند . بعد از آن كه سخن ايشان را با يكديگر شنيد ، فرمود كه : هيچ چيز به آدمى نمىرسد كه مثل ظلم باشد . به درستى كه مظلوم مىگيرد از اين شخصى كه بر او ظلم كرده است ، زياده از آن قدرى كه آن ظالم از مال مظلوم مىگيرد . بعد از آن ، فرمود كه : كسى كه با مردم ، بد مىكند ، بايد كه او را بد نيايد از آن كه مردم به او بدى كنند . به درستى كه درو مىكند آدمى ، آن چيزى را كه مىكارد ، و كسى كه چيز تلخ كِشته

--> ( 1 ) . نهج البلاغة ، ج 4 ، ص 40 ، حكمت 154 . ( 2 ) . رجال الكشّى ، ج 3 ، ص 74 ، ش 828 .